بـــــــی تـــــــو هـــــــرگــــز

تولدت مبارک ای بانوی مهر و مهربانی

15 اذر هم از راه رسید،روزی که همیشه خودم اول میشدم،ولی امسال هیچ ادرسی ازت نداشتم که بیام و بهت تبریک بگم،ولی میدونم اینجا میای و این این اپم رو میخونی،تولدت مبارک دهاتی مهربون،چقد دلم برا اون روزا که میومدی وبم،وبت رو اپ میکردی،حرفا و خاطرات خوشگلت رو مینوشتی تنگ شده،واقعا چه زود 3سال گذشت،یادش بخیر.

بهترین ها رو برات ارزومندم،ایشالله هرجا هستی سالم و سلامت و شاد و خندان باشی.

      تولدت مبارک 

[ شنبه پانزدهم آذر 1393 ] [ 0:19 ] [ امیر ] [ ]
من اومدم
سلام و صد سلام به دوستای همیشه گلم،نمیدونید چقد دلم برا همتون تنگ شده بود،هیچ جا مثل وبلاگ صفا نداره،منم همیشه بیادتون بودم،مرسی که این 3سال نبودم وبم ولی شماها بیادم بودین و همیشه کامنت گذاشتین.قربون محبتتون .دوستون دارم.

جا داره اینجا ازدواج و شروع زندگی نادی نمکی عزیز رو تبریک عرض کنم،ممنون که منو دعوت کرده بودین ولی شرمنده وب نیومده بودم که کامنت رو ببینم،ایشالله که خوشبخت بشی نادی جان،مرسی که قابل دونستی.

 

اینم شمارمه میتونید توی وات یا مسنجرای دیگه باهام در ارتباط باشین 09303590362

از دور همتون رو میبوسم و شرمنده ی محبتهای همه ی شما بزرگوارانم که بهتون سرنزدم،سعی میکنم بیشتر به وبم سر بزنم ولی باور کنید وقت نمیشه.واقعا جون گرفتم از اینهمه کامنت فک نمیکردم توی این مدت کامنتی داشته باشم. 

زندگیتان سرشار از لبخندهای زیبای خدا 

[ چهارشنبه دوازدهم آذر 1393 ] [ 11:46 ] [ امیر ] [ ]
عید فطر مبارک
سلام خوبید دوستای همیشگی من....چقد دلم واسه اینجا و همه ی شماها تنگ شده بود....یادش بخیر چه روزایی که ۲۴ ساعته وبلاگم بودم ....ولی بیاد همتون هستم ...مگه میشه امیر دوستای گل و مهربونش رو فراموش کنه...ممنونم از اینکه نیستم ولی بیادم هستید و واسم کامنت میزارید.

نماز روزهاتون قبول درگاه حق و پیشاپیش عید سعید فطر بر همه ی شما عزیزان مبارک.

[ پنجشنبه هفدهم مرداد 1392 ] [ 13:1 ] [ امیر ] [ ]
رویای زندگی من تولدت مبارک

farnaz


رویای زندگی من



با من باشی دوست دارم /تنها باشی دوست دارم /امروز روز میلادته /هرجا باشی دوست دارم تولدت مبارک خواهر کوچولوی من





زیباترین تولدها ، آن هائیست که در رویا برای کسی میگیریم که عاشقانه دوستش داریم.بهترین دلیل واسه زندگیم تولدت مبارک


                              


                                                   

   


امروز سالروز تولد توست و من برایت هدیه ای نخریده ام آنچه خریدنی است بی شک ٬ لایق تو نیست. نمی دانم با کدام جمله “دوستت دارم” را برایت انشا کنم اما کاملتر از این چیزی ندارم تولدت مبارک .


        


دوم خرداد روزیه که تو با اون لبخند همیشه مهربون و قشنگت از میون فرشته ها جدا شدی و به زمینی ها پیوستی ولی همچنان فرشته موندی و خواهی ماند .از خدا براتون عمر باعزت ، سلامتی ، خوشبختی و شادکامی آرزو میکنم.......و هیچوقت محبتهات رو فراموش نخواهم کرد خواهر کوچولوی من. دوست دارم و  تولدت مبارک


پ ن.سلام بر همه ی دوستان عزیز و مهربون همیشگی خودم.ممنونم که همیشه بیاد داداشتون هستید و توی این مدتی که کم میام وبم ولی فراموشم نمیکنید و بهم سر میزنید.از همه تون سپاسگزارم.


پ ن 2.ممنونم که دعوتم رو پذیرفتین و تشریف آوردین و با حضورتون جشن ما رو نورانی تر نمودین .بازم ممنونم

پ ن 3.پیشاپیش روز مرد و پدر بر اونایی که مرد شدن و بر پدرای مهربون و شوهرای عزیزتون

مبارک...ایشالله همیشه سایشون بالاسرتون باشه و با هم خوش و خندان و سلامت باشید .


پ ن 4.سمیه و گیسو ی عزیز جای بابای مهربون شما هم سبز و رحشون شاد.


پ ن 5.از همتون ممنونم و دوستون دارم .بیادتونم و هیچوقت فراموشتون نمیکنم.

[ چهارشنبه یکم خرداد 1392 ] [ 9:27 ] [ امیر ] [ ]
سال نو و تولدم مبارک

آرزوی خوشبختی برای کسانی دارم که نامشان در بهارمن...یادشان در اندیشه من و محبتشان در قلب من است...سال نو و عیدتان مبارک ...بهترینها رو برای همه تون آرزومندم.دوستون دارم.


سلام...سال 91 هم با همه ی بدی هاش و خوبی هاش تموم شد...91 عیدی بدی بهم داد و عزیزترین کسم رو ازم گرفت ولی خوبیهایی هم داشت ولی در کل همش میخواستم زود تموم بشه چون ازش خوشم نمیومد...ایشالله 92 سالی سرشار از سلامتی و شادابی و خنده و موفقیت واسه همه و همچنین واسه خودم باشه.....ممنونم از همتون که سال 91 در سخترین شرایط کنارم بودین .


خوب 1فروردین هم از راه رسید ....امسال کبیسه بود و 1 فروردین سر سفره هفت سین کادوی تولدم رو نگرفتم ولی هر سال همزمان با سال تحویل تبریکات عید و تولد و کادو رو یه جا تحویل میگرفتیم و یکی که کادو میداد بقیه تو رودربایستی قرار میگرفتن و اونا هم میدان و یه چیزی کاسب میشدیما ولی این کبیسه کاسبی امسالمون رو بهم زد.بهر حال تولدم مبارک


از طرفی 1 فروردین تولد همسایه مجازی و خواهر گلم سودابه (کاچی) و همچنین آزاده عزیزم هم میباشد که بجفتشون صمیمانه و گرمترین تبریکات رو هدیه میکنم .ایشالله همیشه همینجور عید و تولدامون باهم باشه.


بیادتونم و بیادم باشید.خدایا در این سال به همه ی مریضا شفای عاجل عنایت بفرما بخصوص عزیزی که الان مریضه...


ممنونم از همتون که واسه تولدم تشریف آوردین. یادش بخیر سورپرایز تولد پارسالم که قالب وبم عوض شده بود.

مواظب خودتون باشید. سال نو مبارک



[ چهارشنبه سی ام اسفند 1391 ] [ 20:53 ] [ امیر ] [ ]
تولدت مبارک آرام قلبم


ای همه ی وجود من ......نبود تو نبود من

امشب شب توست....شب تولد تو ....شبی که فرشته ها ناراحت بودن و ما آدمها خوشحال از اینکه داری میای پیشمون......

تولدت مبارک آرام عزیزم


سلام دوستان گلم.....ممنونم که دعوتمون رو پذیرفتید و در جشن کوچک ما شرکت نمودین....قدم همتون رو چشمامون .

امشب تولد عزیز دلم خواهر کوچولوی من آرامه که از هم دوریم ولی دلامون خیلی بهم نزدیکه و در طول 24 ساعت شبانه روز بجز موقع خواب هر لحظه با هم در ارتباطیم و اینکه فقط سالی 1دفعه همدیگه رو میبینیم واونم فقط ایام عید نوروزه که میتونه بیاد به ایران....آرام قلبم واسه اومدنت دارم لحظه شماری میکنم.

دوست دارم


خوب حالا نوبت فوت کردن شمع و بریدن کیکه .....یه کیک مخصوص و استثنایی گذاشتم و رو هر کیک شمعه که شما ها هم همزمان با آرام به کیک هایی که جلوتونه فوت کنید.ایشالله بهتون خوش بگذره.





تقدیم به صاحب چشمانی که آرامش قلب من است و صدایش دلنشین ترین ترانه من است،، از بودنت برایم عادتی ساختی که بی تو بودن را باور ندارم!چه خوب شد به دنیا آمدی و چه خوب تر شد دنیای من شدی،با من بمان و بدان تا بیکران عشق عاشقانه دوستت دارم

عزیز دلم کادوت هم وقتی اومدی ایران بهت میدم .

از همه ی شما بزرگوارن ممنون و سپاسگزارم که زحمت کشیدین و ما رو با اومدنتون خوشحال و محفلمون رو گرمتر نمودین.دوستون دارم


ممنونم از حضور همه ی شما عزیزان و پست برگشتم همچنان در پایین برقراره و اون پستم اگه نخوندین هم یه نظر بندازین لطفا. 

باید یه لینک تکونی هم بکنم خیلی از بچه ها وبلاگهاشون رو بستن.جاشون هم خیلی خالیه.
مواظب خودتون باشید و شب و روزتون خوش

[ سه شنبه پانزدهم اسفند 1391 ] [ 13:25 ] [ امیر ] [ ]
برگشتم

اینقد شما رو دوس دارم که هیچ کسی کسی رو اینجوری دوس نداااااااره

اینقد براتون میمیرم قد یه دنیا خوبی قد هزار تا ستااااااااااره ....فداااای همتون من برگشتم


سلام به روی ماه همتون.....از همتون معذرت میخوام که نزدیک به شش ماه نبودم و بهتون سر نزدم ولی بخدا بیادتون بودم و ممنون که در نبودم بیادم بودین و بهم سر زدین و کامنت گذاشتین ....دیگه هم از این فکرا در موردم نکنید که امیر فراموشمون کرده.

خودتون میدونید من کسی بودم که توی این چند سالی که وب داشتم یه لحظه از وبلاگم دور نبودم و همیشه بی تو هرگز کنارم بود.ولی نمیدونم توی این شش ماه چی شد که حتی نمیتونستم واسه خوندن نظراتم هم بیام ...به هر حال امروز طلسم رو شکوندم و اومدم :D 


دوستان این آدرس فیس بوکم هست خوشحال میشم اونجا هم بیاین و کنارم باشین

amir_sh456@yahoo.com یا اینو سرچ کنید یا این : امیر بی تو هرگز   و توی خصوصی پی ام بزارید که کدوم عزیز هستید تا بشناسمتون .


پ ن 1.امینه جان ممنونم که توی این مدت یه لحظه هم تنهام نذاشتی و همیشه و همه جا همراهم بودی.

پ ن 2.سمیه جان مطمن باش که فراموشت نکرده بودم و همیشه جویای حالت از امینه بودم..اصلا چطور میشه تو رو فراموش کرد چون هر روز اون پوستر رویای کنار رود ارس جلو چشمامه .

پ ن 3. بازم از همتون ممنون و سپاسگزارم و قول میدم که موقعی آپ میکنید بهتون سر بزنم .

پ ن 4. کاچییییییییییییییییییییییییییییی چه خبر از اقا شجاع ;) :دی

شب و روزتون خوش .


[ پنجشنبه دهم اسفند 1391 ] [ 18:51 ] [ امیر ] [ ]
ایشاالله خوشبخت بشی

سلااااااااااااااااام.....خوبید.
منم خوبم.. شرمنده که 1ماهی میشه کم میام نت...اخه کارام اینقد زیاد شده که وقت هیچی رو ندارم.. خلاصه معذرت میخوام اگه واسه اپتون نمیتونم بیام ...شبا که خونه میام اینقد خسته ام که همینجور دراز کشیدم تبلتم رو میزارم جلوم که به وبلاگاتون بیام ولی تا وبتون باز میشه که من خوابم برده و وقتی به خودم میام که صبح شده و باز باید برم....ایشالله یکم کارام کمتر بشه دوباره روزانه به همتون سر میزنم.

خوب حالا که بعد از مدتها اپ کردم اومدم همتون رو ببرم به یه عروسی و تا میتونید از خودتون پذیرایی کنید چون شماها مهمونای ویژه هستین.


الان خودم دقیقا کنار همون تالاری هستم که توش عروسیه....اخه به دختر خاله و دختر عموم اوردم عروسی و گفتم همینجا توی ماشین منتظرتون میمونم و دیدم که الان بهترین وقته واسه اپ کردن.


خوب از تولداشون اومدیم به عروسیشون....مرسی که در اپ قبلی واسه تبریک تولد تشریف اوردین و با اومدنتون اینجا رو گرم تر نمودین....و پیشاپیش ازتون ممنونم که واسه اپ عروسی هم اومدین.


خوب بریم سر اصل مطلب.


امشب 12 مهر عروسی اجی امینه عزیزمه....امینه جان واست ارزوی خوشبختی میکنم و از خدا میخوام که یکی از خوشبخترین زنان روی زمین باشی....اونایی که دیده بودنت همه داشتن تعریفت میکردن که عروس چقد خوشگل شده بود و من با خودم میگفتم خو خواهر منه بایدم خوشگل شده باشه...



اینم از متن کارت عروسیشون

باید خواست که رسید...خواستن به قدرت عشق
عشقی به وسعت ایمان و ایمان به عمق هستی
که هستی همه عشق است و عشق همه او دارد وهمه چیز
چیزی نیست غیر او و چیزی نیست غیر از خواستن
خواستن برای رسیدن


امینه جان این هم همون سندی معروفه اومده واسه عروسیت سنگ تموم بزاره

امینه جان ایشالله ماه عسل بهت خوش بگذره و خوشا به سعادتت که اولین سفر مشترکتون رو میرید مشهد پا بوس امام رضا...ایشالله به حق این بزرگوار زندگی گرم و پر مهر و محبتی رو شروع کنید و همیشه شفیع تان توی زندگی باشه. اونجا ما رو فراموش نکنی ها میدونم که بیاد همه هستی.


2هفته پیش هم عروسی امیره خواهر امینه بود و از همینجا بهش تبریک عرض میکنیم و واسش ارزوی خوشبختی و شادکامی رو از خداوند منان خواهان و خواستاریم.


دوستان قربون دستتون واسه من هم یه قوطی اب میوه بیارید اخه مجلس زنونس و من نمیتونم بیام داخل همینجا آماده نشستم تا واسم بیارید ...حالا اگه نفری 1قوطی واسم بیارید رو هم رفته چندتا کارتون اب میوه میشه 


یه بار این اپ رو نوشتم الان که همش پرید و دوباره از اول نوشتم واسه همین ساعتش و تاریخش یکم تغییر کرد.

کم کم مثل اینکه دارن از توی تالار میان بیرون ما هم بریم دنبال ماشین عروس دوماد بوق بوق کنیم 


پ ن 1. مرسی که اومدین و تا اینجا رو خوندین.


پ ن 2. ایشالله همه ی دختر پسرای دم بخت سر و سامون بگیرن و زندگی مشترکشون رو شروع کنن.. بخصوص شما خواهرای گلم


پ ن 3. خدایا تمام عاشقان رو به هم برسون بخصوص اونایی که عشقشون یک طرفه هست.


پ ن 4. شب همتون خوش و به زودی بر میگردم. ما رفتیم بوق بوق زنی  جای همتون بوق میزنم  

[ پنجشنبه سیزدهم مهر 1391 ] [ 0:29 ] [ امیر ] [ ]
تولدتون مبارک

    

روزی که متولد شدند من کوچیک بودم و داشتم کارتون نگاه میکردم که مامانم به زن داداشم گفت دختر فلانی امروز زایمان کرده و 2 قلو آورده ...منم که چشام به تی وی بود ولی گوشمو تیز کرده بودم و داشتم حرفاشون رو گوش میدادم و با خودم گفتم خوش به حالشون دوقلو دارن  خوب اون واسه بار اول بود ...دیگه گذشت تا ۶ سال بعد که یه روز توی یه مغازه هر دوتاشون رو دیدم که دنبال خالشون بودن ولی اسماشون رو نمیدونستم ....بعد به خاله گفتم این دوقلوهای خواهرته ؟ گفت آره و گفتم اسمشون چیه ؟ گفت امینه و امیره ....منم لوپ امیره کوچولو رو گرفتم و بهش گفتم امیره اسمت چقد قشنگه چون شبیه اسم خودمه ...بعد دیدم امینه با چشمای معصومش داره یه جوری نگام میکنه و به اونم گفتم کوچولو اسم تو هم قشنگه چه میدونستم که یه روزی اون امینه کوچولو میشه عزیز داداشش وگرنه همونجا واسش یه پفک هم میخریدم....اون موقع من حدود ۱۵یا 16 سالم میشد ...... دیگه گذشت و گذشت و گذشت بعد از ۱۴ سال یه روز توی یکی از وبها به کامنت امینه برخوردم چون اوایل اسم و فامیلش رو مینوشت ...با خودم گفتم یعنی این همون امینه کوچولوه که چند وقت پیش دیدمش؟ گفتم نه این اون نیست و چند روزی گذشت و یک روز از سر کنجکاوی رفتم وبش ودیدم که امیره هم با اسم خودش واسش کامنت داده و مطمئن شدم که خودشونن ولی من فکر میکردم که اینا هنوز همون کوچولوهایی هستن که دیدم

کار خدا رو میبینید ؟ به قول فرناز که میگفت امیر دنیا خیلی کوچیکه ...واقعا دنیا کوچیکه....  اون دوقولوهایی که موقع تولدشون داشتم بهشون فکر میکردم.. الان شدن از بهترین ‌٬ مهربونترین و با محبت ترین خواهرای من که با هیچی عوضشون نمیکنم .دوستون دارم خواهرای گلم و تولدتون مبارک.

آره امروز ۲ شهریور تولدشونه ...تولد فرشته های مهربونم .......از خدا میخوام که عمر با عزت ٬ زندگی خوش٬ لبهایی سر شار از خنده و سلامتی و خوشبختی رو بهتون هدیه بده .


خوب حالا بریم واسه فوت کردن کیک

                                                                                                                                                                                    

 


  


          

               

                سالگیتون مبارک 


حالا وقت کادو دادنه  کادوهاتون رو همینجا بزارید


خواهرای گلم تولدتون مبارک و ایشالله همیشه سالم و سلامت و خوشبخت باشید.


تمام کامنتای اینجا که دوستان میزارن همه تقدیم به شما .دد


پ ن .فرشته جان بی صبرانه منتظر حضور گرمتون هستیم و در نبودت جات خیلی خالیه .



دوستای گلم ممنونم که اومدین و جشن ما رو با حضور خودتون باشکوه تر نمودین .......





 

 

 

  

[ چهارشنبه یکم شهریور 1391 ] [ 2:30 ] [ امیر ] [ ]
کمک کردن :دی

سلاااااااااااااااااااااام  نمازروزه هاتون قبول درگاه حق......ایشالله که همه سرحال و شاداب و همه تون اینجوری  باشید .....دیدید وقتی اینجوری   هستید چقد دنیا زیبا میشه و زندگی لذت بخش ؟

خوب نتیجه  کنکور سراسری هم اومد  واسه اونا که قبول شدن تبریک عرض میکنم بخصوص آجی گل خودم امیره عزیزم که با قبولیش کلی خوشحالم کرد ....عزیزم ایشالله دکترات رو هم بگیری ...حالا آجیمون قرار بود قبول که شد واسمون شرینی بده ولی حالا میگه نخیر شما باید بهم کادو بدین  چشم حتما واست کادو هم میگیریم  


ساعت ۱۰ شب بود که از خونه ی عموم بر میگشتم ....سر کوچه که رسیدم دیدم همسایشون که یه پیرمرد ۷۰ سالست ۲ تا بلوک گذاشته زیر پاش و داره از دیوار میره بالا  وایسادم و شیشه ماشینمو پایین کردم و گفتم سلام حاجی ...مگه کلید نداری که از رو دیوار میری بالا  گفت سلام امیر جان نه بابا کلید دستم نیست و هرچی در میزنم کسی در باز نمیکنه مثل اینکه کسی خونه نیست ...گفت بابا میای کمکم کنی برم بالا ...ما هم رفتیم کمک ....گفت قلاب بگیر با دستات تا من برم بالا ....گفتم حاجی واستون خطرناکه میوفتید  دست و پاتون میشکنه و زمین گیر میشیدا  گفتم اگه کسی خونه نیست تا من برم بالا .....( آخه این حاجی یه چند تا دختر داره که توی خونه هستن )  واسه همین پرسیدم......گفت زحمت نیست واست گفتم نه و رفتم روی دیوار ...از توی حیاط نمیشد بری پایین چون خیلی بلند بود و اصلا نمیشد رفت پایین...دیگه گفت از روشنایی برو توی حال که راحتتره ....اولی که خواستم برم اونطرف دیوار که دیدم زنش و یکی از دختراش داره میاد و تا دیدن من رو دیوارشونم فکر کردن دزده و با عجله همینجور میدویدن و از طرفی از توی حال یکیشون همون لحظه اومد توی حیاط و تا چشمش به من افتاد  که روی دیوارم همینجور جیغ میزد  وای حالا نمیدونستم چیکار کنم...بقیه دختراش اومدن توی حیاط و گفتن چیه گفت روی دیوار ... حالا من روی دیوار خشکم زده از اینور کوچه مامانه و از اونور دخترا بعد یکی از دخترا گفت واقعا که ! امیر آقا از شما بعیده اینکارا خجالت نمیکشید روی دیوار مردم اومدین بالا  گفتم بابا من  نیومدم دزدی  فقط اومدم کمک باباتون بدم به زنش هم گفتم بیا اینور کوچه آقاتون اینجا وایسادن و ازش بپرس.....اعصابم بهم ریخت و از همون ور توی کوچه پایین اومدم و به زنش گفتم این آقاتون میخواست بره بالای دیوار کلید نداشت من گفتم نره بالا میوفته زمین گیر میشه ....بعد پیرمرده گفت آره راست میگه... خودم گفتم بهش بره بالا ...به دختراش گفتم باباتون اینقد در زده چرا واسش باز نکردین که فکر کنه کسی خونه نیست حتما صدای آهنگتون بالا بوده که صدای در نشنیدین ......بعد باباهه اومد سرمو بوسید و گفت من معذرت میخوام همش تقصیر منه ..... بعد مامانشون هم به شوهرش دعوا کرد و گفت اگه امیر نبود بره بالا و خودت میرفتی و می افتادی زمین اونوقت ما چی کار میکردیم ....اینقد به پیرمرد بیچاره دعوا کردن.....بعد همون دخترش که اونجوری باهام حرف زده بود گفت امیر بهم حق بده که اونجوری باهات حرف زدم گفتم حق با شماست و بازم معذرت خواهی کردن و رفتم ....اینم یکی از ماجراهای تازه ی ما بود

 

مرسی که اومدین و تا اینجا رو خوندید و شرمنده که خیلی حرف زدم ...

پ ن .این روزا یه همسایه دارم که هر روز واسم کاچی میاره اینقد کاچی هاش خوشمزش که نگو یه روز کاچی حلوایی میاره...یه روز کاچی فلفلی...یه روز کاچی پنیری و یه روز کاچی نذری اینم عکس یکی از کاچی مغزدارش 

پ ن ۱.امینه جان ممنونم از همه ی لطف و محبتی که بهم داری و همیشه واسم زنبیل محبت و مهربونی میزاری .

پ ن ۲.مخاطبم خوشحالم که همیشه هستی دد .

پ ن ۳.توی پست قبلی یه آیا میدونستید گذاشتم که نمیدونم کسی امتحان کرد یا نه و الان اینجا یه آیا میدونستید ساده و بی خطر میزارم امیدوارم خوشتون بیاد و شایدم خیلی به دردتون بخوره توی زندگی.

خوب تا حالا اشعه ایی که از چشم الکترونیک کنترل بیرون میاد رو دیدین ؟ حالا هر کنترلی که باشه میتونید اشعه ایی که ازش بیرون میاد و به دستگاه مادر میره رو ببینید....اول دوربین گوشیتون رو روشن کنید و چشم الکترونیک کنترل رو بگیرید روبه روی دوربین و حالا هر دکمه ی کنترل که فشار بدید میبینید که چه نوری ازش خارج میشه و راحت با دوربین موبایل قابل رویته ...و هر وقت خواستین کنترلی رو درست کنید و یا بفهمید کار میکنه یا نه میتونید از این روش استفاده کنید. اینم یه تجربه ی بی خطر بود

پ ن ۴.مرسی از همتون که همیشه بهم سر  میزنید و هیچوقت داداشتون رو تنها نمیزارید.....کاچی جایزه یادت نره ....شب و روز همتون خوش

 

[ پنجشنبه دوازدهم مرداد 1391 ] [ 1:18 ] [ امیر ] [ ]